تبلیغات
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
خـــــیــــــــانـــــــــــت

خـــــیــــــــانـــــــــــت
درباره وبلاگ

نویسندگان
نظر سنجی
★㋡☻نظرتونو در مورد وبلاگم بگین☻㋡★





آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

کد آهنگ

فال حافظ




اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

دریافت كد دعای فرج

تماس با ما این صفحه را به اشتراک بگذارید
تصاویر زیباسازی نایت اسکین

آیکُن های اِمیلی

آیکُن های اِمیلی

آیکُن های اِمیلی

آیکُن های اِمیلی

آیکُن های اِمیلی

آیکُن های اِمیلی

آیکُن های اِمیلی

آیکن های روخسار














دیگه کم اوردم.واقعا کم اوردم.هرکی نگام میکنه میگه رضا خیلی لاغر ضعیف شدی!راست میگن.حق دارن.زهرا با امروز دقیقا 3ماه که ازم دوری..دستم به هیچ کاری نمیره .اصلا نمیتونم درس بخونم.همش تو خودمم.الان که دارم این خاطرمو مینویسم گوشی موبایل دقیقا کنارمه...نمیدونم چرا ولی دوست دارم یه تک زنگ بهت بزنم.دوست دارم ببینم عنکس العملت چیه..زهرا وقتی شمارتو میگیرم ناخوداگاه یاد اون روزایی میوفتم که بهم تک مینداختیم که بهم بفهمونیم که به فکر همیم.زهرا به تک زنگات عادت کردم.راستش بعضی وقتها که از خواب بیدار میشم بی اختیار میرم سر گوشی ولی وقتی میبینم که حتی 1 تک زنگم ندارم دلم میگیره...هیچ وقت فکر نمیکردم یه روزی تنهام بذاری ...تنهایی خیلی سخته...ادمو از درون میریزه بهم..میدونی چیه زهرا هیچی ارومم نمیکنه.زهرا این3ماه مثله 30 سال برام گذشت.هر کاری میکنم نمیشه تو بگو من چی کار کنم.زهرا نمیتونم فراموشت کنم.رضات خیلی تنهاست...هیچکیرو ندارم که باهاش درد دل کنم.هیچکی...تصمیم گرفتم بهت تک بزنم اما میترسم ...میترسم...زهرا ای کاش فقط به یکی از اون حرفات پایبند بودی.یادت میاد هرشب قبل از خواب بهم اس میدادی که دوست دارم؟زهرا وقتی اینو میگفتی باورت نمیشه که با چه عشقی سرمو رو بالشت میزاشتمو می خوابیدم.اما...اما...چی بگم...هر چی بگم فایده ای نداره ...میخوام بهت تک بزنم.تصمیممو گرفتم..فقط یه تک..خدایا خودت کمکم کن ..خدایا نمیخوام زهرامو برگردونی فقط میخوام بدونم که خدایی نکرده اونم حالش مثل من خراب نباشه.بذار من غصه بخورم.بذار من داغون باشم بذار من شبا تا صبح بیدار بمونم.خدایا میخوام تک زنگ بزنم

((دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد لطفا بعدا تماس بگیرید))

وای خدا ...وای قلبم ..به خدا قلبم درد میگیره ..زهرا به خاطر من گوشیتو خاموش کردی عشقم؟میترسی بهت زنگ بزنم؟زهرا تنها راهی که میتونستم از دور ازت خبر دار شم این یه خط موبایل بود...اما خاموش کردی...اشکالیم نداره..بذار داغون شم.بذار غصه بخورم.زهرا هر وقت فکرت میاد تو ذهنم از جام بلند میشمو تو اتاقم راه میرم.هیچ کاری ازم بر نمیاد.خسته شدم از اینکه به همه بگم حالم خوبه یا خودمو بزنم به اون راهو بگم فراموشت کردم.در صورتی که...چی بگم!!!زهرا هیچی بدتر از حس خیانت نمیتونه یه مرد از پا در بیاره.نمیدونم چه بلایی داره به سرم میاد .امایه چیزیو خیلی خوب میدونم که این تازه اولشه...غم دوریت بیشتر از اینها داغونم میکنه.یه روزی میرسه که دیگه از اون رضای سر حال پر انرژی فقط اسمش به جا میمونه.زهرا بعد رفتنت اصلا حس و حال هیچ کاری رو ندارم .گلم یه سوالی دارم ازت ...چرا بهم خیانت کردی؟واقعا چرا؟با تموم نداریم به خدا هر کاری رو که تونستم برات کردم..وصعم همین بود .میدونم قبولم دارم که کم کاستی بود اما به خدا دوست داشتم.خیلی دوست داشتم.فکرت هر جایی که هستم باهامه.زهرا من هر کاری که شد رو کردم که ماله خودم باشی اما روز اخر بهم گفتی خونواده هامون بهم نمیخورن.!این حرفت مثل سیخ داغی بود که به جیگرم فرو کرد

عاشق اون متن اهنگ مجید خراطهام که میگه:

حالا که رفتی و از من جدایی

سوالم اینه حقم بود خدایی

خداییش حقمه تو اوج دردم

پیشم باشی و دنبالت بگردم

بهم عاشق شدن رو یاد دادی

چقدر زود من رو دست باد دادی

خداییش ساده بودم می دونستم

زیادی تو رو سرتر می دونستم

منو از دست حرفات خسته کردی

خداییش بد منو وابسته کردی

جوونیمو ازم راحت ربودی

خداییش اونکه میگفتی نبودی

انصافا تو رفاقت کم گذاشتی

من عاشق رو اصلا دوست نداشتی

دل تنهام که رسما بود با تو

خداییش مشکل از من بود یا تو.... .


 




تو اگر میدانستی خنجر از دست رفیقان خوردن چه سخت است ازمن نمیپرسیدی که چرا تنهایی!

ایا تویی که داری این متنو میخونی تا حالا شده کسی بهت خیانت کنه؟؟؟شده تو 1 ساعت تموم خاطرات 4سال دوستیت تبدیل به نفرت بشه؟شده از شهرت ادماش خسته شی؟شده شبها تا دیر وقت بیدار بمونی و خهودتو سرزنش کنی؟امیدوارم هیچ کدوم از ادما به این درد دچار نشن..جدایی از کسی که یه روزی تموم عشقت بود و کسی که روز ها و ماهها رو باهاش گذروندی سخته...چرا؟؟؟چرا به هم خیانت میکنیم ؟به خدا سخته...داره گریم میگیره ...اگه تو هم بغض کردی ازت می خوام گریه کنی...کیبرد کامپیوتر با اشکام خیس شده ...خیلی دوست دارم بر گرده . هنوز بعد گذشت این همه مدت نتونستم فراموشش کنم...زهرا حالت چشات هر وقت میاد تو ذهنم دلم ضعف میره...اون چشمای تیله ای زیبات وقتی میاد تو ذهنم نا خداگاه از جام بلند میشم دستمال میگیرم اتاقمو تمیز میکنم تا فکرت از سرم بیاد بیرون اما هر کاری میکنم نمیشه...زهرا فراموش کردن فرشته ای مثل تو برام سخته..هنوز حالت گرمای دستت تو ذهنمه...یادت همیشه غروبا ازارم میده ...هیچ دختری رو نمیتونم جایگزین فرشته ای مثل تو کنم...پری روز اومدم هر چی دمه مدرست وایسادم ندیدمت...دیگه از دوریت نمیدونم چیکار کنم...خدایا خودت میدونی چیقدر دوست دارم تو این دنیا فقط تو رو دارم...وقتی میشینم پای قران خیلی اروم میشم حس میکنم درکم میکنی ...اما خدای مهربونم ازت یه چی میخوام ...ازت می خوام از عمر من کم کنی به عمر زهرا اضافه کنی...دیگه بریدم...زندگی بدون زهرا برام مشکله...زهرا عشقم عمرم کاشکی مهربون نبودی میتونستم زود فراموشت کنم...الان ساعت 2 شبه هنوز نتونستم بخوابم دیگه مسکن ها هم برام درد مند شدند...دیروز داشتم تو البومم عکس 4 سال پیشمو میدیدم ..راستش خیلی عوض شدم زیر چشمام فرو رفته لاغر شدم اما زهرا تو بر عکس من خیلی تپل شدی ..وقتی دیدمت تو خیابون خیلی دوست داشتم بر گردم بیام  اما نمیدونم چرا پاهام سست شده بود رفتم جلو پله یه مغازه نشستم...از این نارا حت نیستم که رو تو بر گردوندی یا تو این 2 سال خیلی عوض شدی!!!واسه اون پسری دلم میسوزه و ناراحتم که الان باهات دوسته !زهرا تو رو به جد سادات اگه دوستش نداری و فقط برات جنبه بازیچست زیاد به خودت وابستش نکن؟؟بهم قول بده ....اخه میترسم ...میترسم سرنوشتش مثل من بشه...زهرا امثال ما که تو عشق نارو میخوریم خیلی گناه داریم میدونی چرا؟چون این جور وقت هاست که طمع تلخ خیانتو میچشیم ...زهرا هیچ کی ادمو درک نمیکنه تو این دنیا من با کی برم درد دل کنم ؟وقتی تویی که همه ی عمرمی و خودت گفتی دلسوزمی....حالا شدی غم امروز من  از دیگران چه توقعی میتونم داشته باشم... من فقط با تودوست بودم.دوست داشتم ...از تو تو ذهنم یه فرشته زیبا ساخته بودم ولی نمیدونم چرا یهو همه چی خراب شد..به هرکی میگم باهات تموم کردم  میخنده و جواب میده دیدی داداش رضا ...دیدی گفتم یه روزی با هم تموم میکنید...منم که هیچ جوابی ندارم بگم .نمیدونم این چه حسیه نه میتونم بگم ازت بدم میاد نه میتونم بگم ازت خوشم میاد... .جوونیم سوخت و رفت زهرا.....



" اناالله و انا الیه راجعون"

وصیعت نامه مرا با صدای بلند بخوانید و بگویید این عاقبت کسیست که با صدای بلند فریاد میزد (خیانت ممنوع)

قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.

بعد از مرگم، انگشتهای مرا به رایگان در اختیار اداره انگشتنگاری قرار دهید.

به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!

به دوستان عزیزم بگویید سر مزار من نیایند...به تنهایی عادت کرده ام!

بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.

اسمم را با فونت کوچک روی سنگ قبرم هک کنید.

کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!

مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند!

روی تابوتم بنویسید: تا هستم ای رفیق ندانی كه كیستم... روزی سراغ وقت من آیی كه نیستم

دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!

کسانی که زیر تابوت مرا میگیرند، باید هم قد باشند.

به زهرا بگید لا اقل سالی یه بار بیاد بهشت زهرا...ضرر ندارد

شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید.

در مجلس ختم من گاز اشکآور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند..

از اینکه نمیتوانم در مجلس عروسی زهرا حضوریابم قبلا پوزش می‌طلبم.

 
 

[ شنبه 20 خرداد 1391 ] [ 06:39 ب.ظ ] [ milad amiri49 ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.